پژوهشكده تحقيقات اسلامى

62

سرداران صدر اسلام (فارسى)

مؤمنان على ( ع ) به كوفه ، خبرى نرسيد ، على ( ع ) از رَبَذِه « 1 » حركت فرمود و به سوى ذى قار « 2 » رهسپار شد ، و در آنجا منزل نمود . سپس فرزند خود امام حسن مجتبى ( ع ) ، و عمار ياسر و زيدبن صوحان ، و قيس‌بن سعدبن عباده را با نامه‌اى براى مردم كوفه به اين شهر روانه كرد . آنها به سوى كوفه حركت كردند ، و در قادسيّه « 3 » با استقبال مردم كوفه روبرو شدند ، و چون به كوفه رسيدند ، نامهء على ( ع ) را قرائت كردند . « 4 » زيد و بسيج مردمى چون اميرمؤمنان على ( ع ) فرزندش امام حسن ( ع ) و عمار ياسر را به كوفه فرستاد تا مردم كوفه را براى جنگ جمل بسيج كنند ، ابو موسى اشعرى مردم را از يارى على ( ع ) باز مىداشت ولى زيدبن صوحان و طرفدارانش مردم را به جنگ دعوت مىكردند . زيد نزديك درب مسجد ايستاده بود و نامه‌اى از عايشه در دست داشت ، كه در آن نامه به زيد دستور مىداد كه يا در خانه بماند و يا به يارى عايشه برود . زيد نامهء ديگرى نيز از عايشه به همان مضمون كه براى مردم كوفه نوشته شده بود را در دست داشت . وى آن دو نامه را بيرون آورد و بر مردم خواند ، و در پايان خطاب به مردم چنين گفت : او مأمور به خانه‌نشينى شده است ، و ما به جنگيدن تا رفع فتنه مأموريت

--> ( 1 ) . ربذه ، دهى است در فاصلهء سه روز راهپيمايى از مدينه در نزديكى ذات عرق و ميان‌راه فيد و مكه ( معجم البلدان ، ج 3 ، ص 24 . ) ( 2 ) . ذى قار : نام محلى است در نزديكى كوفه ، كه ميان اين شهر و واسط واقع شده‌است ( المنجد ) . ( 3 ) . قادسيّه : نام محلى است در عراق ، در غرب شهر نجف ، كه جنگ بزرگى در سال 13 هجرى ميان مسلمانان و ايرانيان در آن واقع شد و به پيروزى مسلمانان انجاميد . ( المنجد ) . ( 4 ) . شرح نهج البلاغه ، ابن ابى الحديد ، ج 14 ، ص 10 .